X
تبلیغات
تحقیق - خط کوفی
 
تحقیق
 
 
تحقیق
 

خط کوفی نام خطی است زاده شهر کوفه که در آنجا شکل گرفت و وسعت یافت. این خط دارای نقطه‌گذاری و اعراب است، اما در بیشتر متونی که به این خط نوشته شده است تنها حرکت‌های حروف نوشته شده و نقطه‌ها نوشته نشده‌اند. نخستین قرآنها با این خط نوشته می‌‌شد. با آمدن خط نسخ و دیگر دبیره‌های نوآوری شده به دست ایرانیان خط کوفی کنار گذاشته شد و دیگر برای نوشتن آن همه گیری پیشین را نداشت

 

 

» پیدایش خط عربی

[X] » پیدایش خط عربی

پیدایش خط عربی اثری به دست نیامده است که بر آشنایی عرب حجاز به کتابت و خط در گذشته‏دور دلالت داشته باشد.آنان اندکی پیش از ظهور اسلام با خط و کتابت آشنا شدند.


علت آن که کتابت و خط در میان عرب حجاز رایج نبوده،زندگی بدوی آنان‏بوده است.آنان هم‏واره در حال کوچ کردن و رفت و آمد و یا جنگ و غارت به سر می‏برده‏اند.این قبیل اشتغالات،آنان را از تفکر درباره صنایع و از جمله کتابت که ازصنایع مدنیت و شهر نشینی است،باز می‏داشت.جز برخی از آنان که به منظورتجارت به شام و عراق سفر می‏کردند،رفته رفته تحت تاثیر مردم متمدن آن مناطق‏قرار گرفتند و متخلق به اخلاق آنان شدند،و خط و کتابت را به عاریت از آنان‏گرفتند.از این‏رو با خط نبطی و یا سریانی آشنا شدند،و این دو نوع خط تا پس ازفتوحات اسلامی در عرب باقی و معروف بود.


از خط نبطی خط نسخ به وجود آمد که امروز نیز شناخته شده و باقی است و ازخط سریانی خط کوفی پیدا شد که خط حیری نامیده می‏شد.یعنی به‏«حیره‏»که‏شهری قدیمی و عربی در مجاورت کوفه است،منسوب بود،زیرا تغییر و تحول درخط سریانی در حیره رخ داد و پس از بنای کوفه و انتقال تمدن عرب به این شهر،اسم آن به خط کوفی تغییر کرد.این خط،زمانی طولانی میان عرب معروف ومتداول بود.


خط نبطی را که به خط نسخ تبدیل شد،عرب‏ها در اثنای سفر تجارت خود به‏شام،از«حوران‏»آموختند.اما خط حیری و یا کوفی را از عراق گرفتند.عرب‏ها هردو خط را نخست در نامه‏ها و نوشته‏های عادی و سپس در نوشته‏های مهم،مانندقرآن و حدیث‏به کار گرفتند.

یک دلیل بر آن که خط کوفی تحول یافته خط سریانی است،آن که عرب به جای‏«کتاب‏»می‏نوشتند«کتب‏»بدون الف،و نیز به جای‏«رحمان‏»می‏نوشتند«رحمن‏».

این از ویژگی‏های خط سریانی است که الف ممدود را در اثنای کلمات،نمی‏آورند.


موقع ظهور اسلام خط و کتابت میان عرب حجاز رایج نبود.تنها معدودی کمتراز بیست نفر با خط و نوشتن آشنا بودند.پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را برای کتابت وحی‏استخدام کرد و مسلمانان را به آموختن خط و کتابت تشویق نمود.و روز به روز،تعداد کسانی که کتابت را می‏آموختند،رو به فزونی نهاد.


دو خط نسخ و کوفی میان مسلمانان باقی مانده و رواج یافت.مسلمانان نسبت‏به دگرگونی و تحسین و تزیین آن دو خط کوشیدند، تا آن که ابن مقله،در آغاز قرن‏چهارم هجری،در زیبایی خط نسخ کوشید و خط نسخ را به حد اعلای کمال خود به گونه‏ای که هم اکنون متداول است،رسانید.

با گذشت زمان خط کوفی-بر خلاف خط نسخ-سیر قهقرایی داشت.این خطحدود دو قرن رواج داشت.سپس از میان رفت و از آن پس مصحف‏ها با خط زیبای‏نسخ نوشته می‏شد .


پی‏نوشتها:

1-
ر.ک:دائرة المعارف القرن العشرین،ج 3،ص 621.جرجی‏زیدان،تاریخ تمدن اسلامی،ج 3،ص 60-58.ابن‏خلدون،المقدمة،ص 421-417.خلیل یحیی النامی،اصل الخط العربی،ج 3.ترکی عطیة،الخط العربی‏الاسلامی،ص 22.عبد الفتاح عباده،انتشار الخط العربی،ص 15-13.ناجی المصرف،مصور الخط العربی،ص 338.محمد طاهر الملکی الکردی،تاریخ الخط العربی و آدابه،ص 54.

علوم قرآنی صفحه 169 محمد هادی معرفت

 

 

 

 

رسم الخط عربی وهنرخوشنويسی اسلامی

رسم الخط عربی يکی از رسم الخط های صوتی است که در هزاره دوم پيش از تاريخ از زبان فنيقی در گوبل، شهريکه در زبان يونانی به بايبلوس (بيبلوس) در شرق سواحل بحيره مديترانه موقعيت داشت، بوجود آمده است. الفبا عربی بسيار ساده و مناسب حال زبان سامتی مثل عربی است. الفبا شرح دهنده همصدا ها و خودصوتيهای دراز است. در زبان عربی حرو ف باهم بسته ميشوند و يکعده حروف فقط از راست قابليت بستن را دارند و بس. حرو ف بيصدا را فقط ميتوان باعلائمي (نقطه و اعراب) جابجا شده در بالا ياپائين همصدا يا مصوت مشخص ساخت. قاعده نوشتن درعربی از راست بچپ است.

با ظهور حضرت محمد(ص) بحيث پيامبر و پسانها بوجود آمدن امپراتوری عرب برمبنای اصول دين اسلام، زبان عربی وسيله مهم پيوند و تفاهم، زبان اداره و گسترش علم و دانش و بخصوص علوم دينی مورد استفاده قرار گرفت. کاربرد زبان عربی درعلوم دينی بيشترهم با اين طرح عموميت يافت که حرفها و احکام الهی در قرآن توسط کسی ايجاد نشده، بل، به امر خدا وند (ج) توسط جبرئيل(ع) به حضرت محمد(ص) بزبان عربی انتقال داده شده است. واعتقادی وجود دارد که قرآن فقط در همين شکل عربی اش معانی و رسالت خود را بخوبی بيان ميکند.

روی اين دليل بسياری ملتهای دنيا رسم الخط عربی را پذيرفتند، هم از آنهاييکه صاحب رسم الخط جداگانه خود بودند وهم آنهاييکه تاآنوقت رسم الخطی نداشتند.اين رسم الخط رابخصوص ملتهای ايرانزمين که زبان پارس قديم رسم الخط ميخی وزبان پارس ميانه رسم الخط ارامه يی رابکارميبردند،پذيراشده وبعد ترکها،پشتونها، مالز يها،مسلمانان هندودگران آنراقبول کردند. وهرکدام ازاين ملتهارسم الخط عربی رابابرخی ويژه گيهای زبان اولی خودشان غنی وهمآهنگ سا ختند.مثال پارسی زبانان باعلاوه کردن چهارحرف (پ.چ.ژ.گ) الفبا فارسی راشامل رسم الخط عربی ساختند که ازآن رسم الخط فارسی - دری بميان آمد. زبان عربی برای يک مدت معين درمحلات مشخصی ازسوی يکعده ملتهای ديگری چون اسپانويها،مسلمانان بالکان اروپاوروسيه سپيد،نيزپذيرفته شده بود.

ياداشتهای درمورد خصوصيت زبان فارس ازکتاب مبادی تاريخ تمدن اسلام (Introduction To Islamic Civilization) يکی ازبحثهای جدی درمطا لعات تمدن وفرهنگ اسلامی بانقش هنروادبيات فارسی درشرق ميانه وکل جهان اسلام خيلی مهم ودلچست است. اين تاثيرفرهنگ وهنرفارسی درجهان اسلام بدوگونه متبارزبوده:

۱- فرهنگ وهنرپارسی درزمره سايرهنرهاوفرهنگهای حوزه کشورهای اسلامی ازآغازبايک نوع خوداراديت واستقلال درشيوه وشگردبيان خودتبارزکرده است.واين درست مصادف روزگاريست که دين مقدس اسلامی باسرعت بيسابقه به سراسرشرق ميانه دربخش جنوبشرق وجنوب غرب آسيا وآسيای ميانه منتشرشدوسايرتمدنهاوفرهنگهای پيش ازاسلام راکاملازيرتاثيرخودردرآورد،بسياری زبانهاراساقط ساخت،اماعناصرخاص خوداراديت وهويت زبان وفرهنگ پارسی برجاماند که حتی بلمقابل تاثيرات خوبی هم برخود تمدن و فرهنگ اسلامی گذاشت.

۲- تاثير و اثرگذاری عناصر ارزشمند فرهنگ و هنر پارسی بر جهان اسلام خوداش يک مسله مهمی است که اگرچه اين گونه تاثيرات ازسوی دگر فرهنگها و تمدنهای غيراسلامی شرق ميانه هم درميان بوده، اما دامنه ی آن به پيمانه تاثير پارسيان گسترده گی نداشته است. اين تاثيرات از لبلاس پوشيدن، تجارت پيشگی ،صنعت کاري، هنرپروري، زراعت پيشگي، ارتش داري، دانش پروری وغيره بوده اند.

در کنار اينها چنانکه گفتيم تاثير تمدنهای دگر پيشين هم چشمگيراند، اما اين تمدنها در نتيجه همه رنگ باختند مثل تمدن کوپت (کوپتيک) مصر و يوناني، تمدن مصر و ارامنه ی سوريه يا مجموعا تاثير و نفوذ در تمدن پارين بيزانتين يکی دگر از اين مثالها ميباشد.

ادبيات پارسی برسم الخط عربی متبارزترين جلوه های مقاومت وايستاده گی تمدن پارسيان رانشان ميدهدکه دربرابر قدرتهای حاکم برونی ازخودنشان داده است، يکی ازويژه گی مقاومت تمدن وهنرپارسيان دربرابرحملات اعراب اينبوده که پارسيان تاسده هاحضوراعراب رايک امرتجاوزکارانه ی ميپنداشتند.دراين راستا ادبيات پارسی يکی از بارزترين سلاح های مقاومت بوده،چنان که جلوه های اين مقاومت رامورخان ميان سالهای ۹۰۰تا۱۵۰۰ميلادی رقم ميزنند.باآنکه پارسيان آيين مقدس اسلامی رابه تمام معنی پذيراشدند،امانفوذوحضوردگرعناصرفرهنگ عربی رابيگانه ميدانستند.

درجوامع اسلامی تصاوير موجودات زنده مثل انسان وحيوان اصلاترسيم نميشده است.البته درخودقرآن بصور ت مستقيم دراين موردمنع اعلام نگرديده است.مگرازروی برخی گفته هاوروايات محمدی که بشکل حديث در آمده اندوشرح دهنده زنده گی آن پيامبراند، تماسها يی درموردگرفته شده است.بناهنردراسلام بيشتردر آرايش (اورنامنت)که شامل نقش نباتا ت،طبيعت واشکال مثلثاتی بوده،امادرکنارآن هنرخوشنويسی يا خطاطی هم جايگاه بسزايی داشته ودار د.

نقش خشنويسانه برخی گفته ها،روايات ابيات شعری ازگذشته تاامروزموضوع مرکزی آفر ينشگری هنری ونقش وآرايش توليدات صنايع پيشه وری رادربرداشته است.آفرينشگری هنری درصنايع پيشه وری زينت وآرايش اشيای فلزی مثل ظروف، سلاح، شمعداني،سکه،اشيای سراميکي، پورسلان، سنگ،پارچه باب ميباشند.حروف بمثابه يک وسيله زينتی دردرون وبرون منازل وبناهامثل مساجد،منبرها،مدرسه ها،خانقاها،آرا مگاه ها،تفريحگاه هاواستراحتگاه های عامه و درحمام هاوغيره بکارگرفته ميشود.

اهميت خط زمانی بالا ميگيرد ،که دين اسلام بمراتب بيشترازهمه اديان براهميت کتاب،متن های نوشتاری واصلابراهميت فراگيری سواد،علم ودانش وادبيات تاکيدمی نمايد.چنانکه شاعری ازسده ۱۱تاريخی نوشته است:...زعفران عطرزنان ودوات عطرمردان است. بساخوشنويسی درجوامع اسلامی تنهاهنرومهارت ظريفانه نبوده،بل يک دانش دقيق پنداشته ميشود.خشنويسی راويژه گی عرفانی وفوق طبيعی زبان ميدانسته اند.ازآغازشيوع اسلام خط درتحکيم قدرت اسلامی نقش مهمی داشته است.ونخستين خشنويس مشهور شخص حضر ت علی ابن ابی طالب )رض( دامادآنحضرت وپسانها يکی ازخلفای راشدين راقلمدادميکنند.

آثارخوشنويسی بخصو ص مبادله نسخه های زيب

 

 

[ویرایش] خط کوفی در قرآن

از آنجا که اعراب فاقد خط و سواد نوشتن بودند (بنا به روایات 20 نفر در کل عربستان) با ظهور اسلام قرآن با خط کوفی نوشته شد و بعد ها با سواد آموزی یاران و شاگردان محمد این خط وسعت یافت که تا پدید آمدن خط نسخ این خط تنها خط مسلمانان بود.

 

خط کوفی

 

 

مقدمه

متن اصلي‌، بررسي بر چگونگي نام كوفي

بررسي پيداييش نقطه و اعراب در خط كوفي

تقسيم خط كوفي

نموداري از تقسيم خط كوفي

تقسيمات خطوط كوفي به 6سبك "s.flury"

توصيفاتي از خط كوفي تيقوس بوركهارت و مرحوم دكتر مهدي بياتي

منابع


 

به نام خدا

 

 

 

مقدمه :

 

از بین خطوطی که از قرن ها پیش به دست بشر اختراع شد، به عنوان اولین خطی که در نگارش و نیز در کتیبه نویسی اسلامی از آن استفاده شد می توان به خط کوفی نام برد .

خط کوفی یا نسخ ناقص از دوران پیش از اسلام به زمان ظهور رسیده بود و عده ای انگشت شمار بدان خط می نوشتند و در دسترس عموم نبود.

به هر صورت با ظهوراسلام این خط پیشرفت که دو رونق یافت ، شاید علت این بود که هر یک از ادیان کتابت خاصی خود را داشتند : چنانچه عبریان، خط مربع و سریانیان خط سریانی و سنطوریان خط سترنجیلی را مخصوص کتاب های دینی و عملی خود قرار دادند، مسلمانان هم خط کوفی را که صورت و هیأتی بهتر یافته و مشابه خط سترنجیلی شده بود خاص نوشته قرآن دادند و بعدها آن را در تزئین سکه، کتب و توقعیات نیز مورد استفاده قرار دادند.

محققین ریشه این خط را حجازی دانستند : جبری، انباری، کندی، بنطی، صفوی، مسند و فتنیقی به نظر می رسد و هیچ خطی در جهان به اندازه کوفی برای آرایش و تزئین مناسب نیست.

 

 

 

«کوفی تنها خط اسلامی است که به جهت گستردگی جغرافیایی و تنوع کاربرد از کتابت تا کتیبه داری دهها گونه متنوع الفباست» س.فلوری (S.flury).

خط کوفی در قرن اول به همان صورت ساده خود مبتنی به رسم الخطهای مکی، مدنی و کوفی نوشته می شود و در تزئین آن کوشش به عمل نمی آید . در اواخر بنی امیه و بنی عباس که خط کوفی از حوزه عربستان تجاوز کرد و در کشورهای دیگر مانند ایران، آسیای صغیر، مصر و شمال آفریقا منتشر شد، کم کم اقلام دیگری استخراج و انواع مختلفی از آن پدیدار گشت .

این خط در طول سه قرن به شدت رواج گرفت و در تمام شئون اجتماعی اسلامی چهره درخشانی داشت .

خط کوفی در عصر دولت عباسی به مرتب بالایی از تفنن و زیبایی رسید و انواع خط کوفی از پنجاه نوع متجاوز شد که مشهور ترین آنها : کوفی محرر، مشجه ، مربع، مدور و متداخل بود.

پس از رواج اقلام سته محقق، ریحان، نسخ، ثلث، طوقی و رقاع خط کوفی را از رونق افتاد ولی تا قرن هفتم و هشتم هم معمول بود و از آن به بعد مختصری در کتیبه ها و سر سوره های قرآن و عناوین کتابها و امسال آن به کار می رفت و متدرجاً استفاده از آن کم شد تا حدود قرن یازدهم که مدت 1000 سال از عمر آن گذشته بود یک باره با تمام انواع خود به دست فراموشی سپرده شد! .

این خط دقیقاً اندکی در کتیبه ها، سرلوحه ها و برای تفنن در قطعات و پشت جلد کتاب و عناوین به کار می رود .

 

 

 

 

 


 

 

 

 

بررسی  چگونگی نام خط کوفی :

 

به دلیل عقل شکل است باور کنیم که به مجدد ایجاد شهر کوفه چنین خط محکم، کاملی یکباره پیدا شود . صحیح آن است که چون کوفه نبیان یافت ومرکز دینی و سیاسی برای دولت اسلامی شد این خط به مرتبه ای از تجوید، تحسین رسید و خاص و شایستة نوشتن معاصف شده به کوفی معروف گردید و شاید که قبل از شهرت آن به کوفی نام « جزم» بر آن اطلاق می شده است . و نیز گفته اند که بدان جهت مشهور به کوفی شد که چون کوفه مقر خلافت حضرت امیر المومنین علی (ع) گردید و خط کوفی که خود آن حضرت هم یکی از نویسندگان آن خط بود رواجی بیشتر یافت و احکام و ارقام بدان نوشته شد، لذا از آن پس به کوفی شهرت یافت.

« چگونگی پیدایش نقطه و اعراب در خط کوفی » :

خط کوفی در ابتدا بی نقطه و بدون حرکات ( اعراب ) بوده که این کمبود کار خواندن را مشکل می ساخت .

از اعراب به قرائت و تلفظ آن آشنا بوده و قریب به چهل سال در شهرهای اسلامی آن زمان قرآن ها بدون نقطه و حرکات خوانده می شدولی وقتی فتوحات اسلامی گسترش یافت و          امت های غیر اسلامی با مسلمانان مختلط شدند لجن و تضعیف غلط هر قرائت قرآن بروز کرد ووضع نقه و حرکات ضروری گردید و نیز ضرورت حفظ دقیق و ثبت صحیح قرآن کریم و همچنین گسترش اسلام در میان قوم ها و ملت های جهان مسلمان را فکر اصلاح خط انداخت .

در بررسی در قرآن که به خط کوفی از آغاز اسلام تا قرون ششم و هفتم (ه.ق) نگارش در خواهیم یافت که این قرآن ها 5 نوع اند :

1-                             قرآن های عاری از نقطه 

2-                                                            قرآن هایی که درآنهانقطه به جای فتحه،  کسره و ضمه به کاررفته است . (شیوةابولاسودی ) [1][1]

3-            قرآن هایی که به روش ابوالاسودی با اصلاحاتی که دو تن از شاگردان وی در آن انجام دادند. بدین معنی که نقطه را بعنوان نقطه و هم به عنوان حرکات به کار می بردند.

4-            قرآن هایی که در آنها به جای نقطه حروف حرکات و به عوض حرکات، نقطه است .

5-            قرآن هایی که هر چیز در جای خود قرار دارد . نقطه به عنوان نقطه و حرکات به عنوان حرکات و به روشی کاملاً امروزی و با ضوابط کامل آن که امروز نیز به همان روش می نویسند .

و نیز خط کوفی به کار رفته در نسخ قرآنی ، اوایل مقدم بر هر چیز خطی دعایی و نیاشی است، این نظر با آن که درست می نماید تا اواخر سدة پنجم نیز همین بنیش رواج نام داشت ولی اسنادی است که می نماید کاتبان و خطاطان در جهان اسلام از خط کوفی صرفاً به عنوان خط دعایی و نیایشی استفاده نمی کردند. بلکه آثار تاریخی و علمی را نیز در اواخر سدة دوم و اوایل سدة سوم به همین خط می نوشتند.

 

 

 

 

 

 

 

« تقسیم خط کوفی »

با گسترش اسلام و کشور گشایی مسلمانان خط کوفی به عنوان خط بین المللی اسلام به شرق و غرب راه یافت و با ورود به هر سرزمینی، این خط تحت تأثیر فرهنگ و تمدن، خط محلی یا آن شهر مشهور و معروف می گردید و به علت تنوع در شیوه های نگارش در بین تمام خطوط جهان بی نظیر است .

جالب است که دانشمندی چون « ابوجیان توحیدی» در اوایل قرن یازدهم میلادی هنوز از 12 شکل عمدة خط کوفی یاد می کند که بسیاری از آنها نام خود را از مکانهایی که در آنجا به کار رفته گرفته اند.

 

 

 

 

 

نموداری از تقسیم خط کوفی :

 

کوفی مغربی :

 

- قیر دانی ( اندسی ،قرطبحا، فاسی)

 

شیوه های کوفی مغربی

- تونسی

- جزائری

 

- سودانی

 

کوفی شرقی

 

 

- اصیل عربی

 

شیوه های کوفی شرقی

    مکی، مدنی، کوفی، بصری، شامی، مصری و دیگرانواع آنها

-  ایرانی

 

- مختلط

تقسیم خط کوفی شرقی به سه نوع مده

 

1- ساده ( محدر)

 

سادة خالص

سادة ایرانی

 

 

مشجر

 

مذهر

2- تزئینی

مورق

 

مظفر

 

معشق

3-نبائی ( معقلی )

 

تقسیمات خط کوفی به 6 سبک (S.flury)

1-          کوفی ساده

2-    کوفی گلدار

3-    کوفی طوماری

4-    کوفی مشبک

5-    کوفی حاشیه دار

6-    کوفی مستطیل

 

اختلاف میان مشرقی و مغربی، اساساً این است که اصلاحات ابن مقله، رواج و استعمال خط کوفی را از شرق بر انداخت و این اصلاحات به مغرب تأثیری نداشت و همچنین بین الفبای این دو دسته نیزتفاوت وجود دارد .

به هر صور خط کوفی با تمامی انواع و اقسامش به دوش خود یا دستة اصلی شرقی و غربی تقسیم     می شود. خط کوفی مغربی که شامل شیوه های :

قیردانی ( اندسی، قدطبی، فاسی)، تونسی، جزائری و سودانی است . البته « خط مغربی مشتق از کوفی قدیم است و قدیمی ترین خطی است که بدست آمده به قبل از سال سیصد هجری بازگشت می کند. که به خط قیروانی منسوب به قیروان پایتخت مغرب ، معروف است .

کتابت الجزایری:

در تمام سرزمین جزایر یکنواخت نیست، قسمتی از خط آن شباهت به خط تونسی و قیروانی دارد و دارای سطرهای درشت می باشد و عموماً زاویه آنها تند و سخت خوانده می شود .

 

 

خط فاسی :

که در حروف ( نون، یاء آخر، داد، لام ، ضاد، جیم و مشابهات آنها ) مستدید ( دایره وار ) است و با این صفت استداره از دیگر خطوط متمایز است .

خط سودانی :

خطی است که غالباً غلیظ و ثقیل، دارای زوایا و با درشتی و غلظت و به خاطر دارا بودن این صفات تشخیص آن از خطوط دیگر آسان تر است .

خطوط کوفی مشرقی :

خطوط کوفی مشرقی شامل شیوه های :

اصیل عربی مشتمل بر مکی، مدنی، کوفی، بصری ، شامی، مصری و توابع آنهاست و دیگر ایرانی و سوم مختلط .

خطوط کوفی شرقی با بررسی آثار و ابنیه ها به سه نوع عمده متمایز تقسیم می گردد:

1- نوع ساده ( محرر) که آن هم به دو شیوه است

-               شیوه ای قدیمی که سادة خالص و خالی از هر گونه تزئین است و نمونه هایی از قرآن و کتیبه ها متعلق به قرن اول هجری می باشد .

-               دیگر شیوة سادة ایرانی، که تقریباً بومی و رنگی از تزئین نیز بدان راه یافته است، این شیوه پس از تحولات و تطورات زیاد، سرانجام خطوط خاص ایرانی از آن بیرون آمده است.

2- نوع تزئینی :

که تفاوت اساسی بین این نوع و شیوة سادة این است که نوع ساده دارای اصول و قواعد مشخص و معینی است ولی در شیوة تزئینی فقط اصول حروف الفا رعایت می شود و دیگر تابع قواعد و اصول ثابت و معین دیگری نیست و به علت ابدعات و تصرفاتی که در آن شده، خواندن آن مشکل می باشد زیرا در این شیوه به علت قرینه سازی و نیز پر کردن زمینه متوسل به رسم نقاشی شده اند.

در نتیجه نوشته در بین تزئینات هندسی، شاخه، گل و اقسام بسیاری است که نام های : مشجر، مذهر، مورق، موشح، معشق، مظفر نامیده می شوند.

-               مشجری یا مشعبی « آنگونه خط کوفی را گویند که تزئینات ابتدایی در آن پدید آمده و نیز خط های عمودی و آخر بعضی حروف چون نون و واو ، شاخه، شاخه یا شعبه شعبه باشد. قدیمی ترین نمونه این نوع در مسجد جامع نائین دیده می شود.

-               مورق یا ریحانی ( برگ دار) : در این شویه بین فواصل حروف، توسط اغنای شاخه ها و برگ های پر شده و نمونه های آن در مساجد قاهره دیده می شود .

-               مذهر یا گل وبرگ دار : در این شیوه فواصل حروف و کلمات توسط شاخه و برگ و گل بیشتری تزئین شده است .

-               معقد یا مشعق یا مشابک : در این شیوه علاوه بر تزئینات گفته شده، گروهایی نیز به صورت های مختلف لابلای خط قرار داده باشند و از این جهت به نام های معقد ( گره دار)، معشق ( پیچنده)، مشابک ( در هم منظم) نامیده شده اند.

-               تزئینی موشح ( مصوّر و مزین ) : در این نوع علاوه بر فاصله های حروف و زمینه ها، در حرکات خطی و منتصبات نیز، رسم و نقاشی توأم دیده می شود و دارای شکل های میانه و مشکل است و علاوه بر آن که دارای زیباترین خطاطی است با تذهیب « تزئین نیز همراه است که البته جنبه های تزئینی آن به خط غلبه دارد و به طور کلی در وضع خط و خطاطی تغییرات بزرگی ایجاد نموده است، آن چنان که باعث دیرخوانی و سخت خوانی یا ناخوانی خط گردیده است .

3- نوع بنایی ( معقلی ) :

این خط به صورت های مختلفی پدید آمد، که به نوع بنایی معروف است و بنائی و معقلی و منصه و مربع مستطیلی و متداخل هم بدان اطلاق می گردد و نوع تزئین نشدة خط کوفی است. و حرکات مستطیلی شکل (گاهی مربعی شکل ) حروف آن را از نوع دیگر مستثنی می سازد ) .

خط معقلی را از این رو نامیده اند که برای خواندن آن به دقت و تعقل بسیار نیاز است و وجه تسمیه بنایی به این جهت است که تنها در بنا و معماری کاربرد داشته و هیچگاه در کتابت مورد استفاده قرار نگرفته است، این خط از سده های نخستین هجری به شکل های متنوع و زیبا به کار رفته است .

بیشترین استفاده از خطوط کوفی کوفی در بناها و مساجد باستانی همین خط بنایی ( معقلی ) است و به خصوص از دورة تیموریان و نیز صفویان در مشهد و اصفهان و نقاط دیگر دیده شد و حتی کاشیکاران از این خط استفاده نمودند.

مطالبی دیگر …

« س.فلوری » S.Flury خط کوفی را به شش سبک تقسیم می نماید :

1-            کوفی ساده : این سبک عبارتست از حروف ساده که در یک خط مستقیم نوشته میشود و بدون آرایش حروف با زمینه اش به یکدیگر متصل می گردند.

2-            کوفی گلدار : در این سبک قسمت فوقانی حروف بلندتر و آرایش حروف دیگر به طرف بالا متوجه شده و سطری را تشکیل می دهند که مانند نقش گل می باشد . بهترین نمونة این قسم در مسجد قدیم نائین دیده می شود.

3-            کوفی طوماری : در این سبک، آرایش از حروف جداست و به شکل طوماری مذین می باشد که دور تا دور حرف را فرا گرفته و جاهای خالی را در بالا و پایین آنها پر می کند. این قسم در نوشتن آیات قرآن در معماری به کار می رفت.

4-            کوفی مشبک : ریشه و اصل این خط به ایران نسبت داده می شود و از همة خطوط کوفی دیگر برجسته تر است . بدنة حروف بلندتر به یکدیگر متصل و شبکه ای تشکیل می دهند.  نمونه های آن فراوان است . مانند: کتیبة برج رادکان و کتیبة داخل پیرعلمدار در دامغان .

5-            کوفی حاشیه دار: در قسمت بالای این نوع خط، نقشی به تکرار کشیده شده و حاشیه ای تشکیل می دهد که از خود خواجه است .

6-            کوفی مستطیل : این قسم کوفی ، طوماری نوشته می شود که در درون سطح مستطیلی جا می گیرد این خط مخصوص نوشتن روی آجر است و در روی کاشی با آن اشکال مختلف می توان ترتیب داد. نمونة آن کلمه ا… است که مکرر، رج مدور و مقبرة شیخ صفی در اردبیل نوشته شده و در مسجد کبود تبریز نیز طرح های مربعی کوچک به کار رفته است.

و اما چرا از خطی این چنین، اینک به جزء آثار به جای مانده کمتر کسی اطلاع دارد ؟

چه شد که خورشید کوفی غروب کرد؟

در طی این بررسی به نظر می رسد دلایل زیر شاید بتواند پاسخگوی این افول باشد، زیرا « خط کوفی در پیدایش سلسلة خطوط اسلامی رتبة اول را دارد ولی امروز از لحاظ استعمال در مرتبة آخر قرار گرفته است. و این شاید به دلیل نحوة نگارش آن باشد زیرا نوع سادة آن فاقد زیبایی است و لازمة خوشنویسی، زیبایی و کمال است و گرنه برای تماشاگه « هیچ جذابیتی نخواهد داشت، در نوع تزئینی هم به خصوص از اواخر قرن 6ه.ق این خط نقش اصلی خود را که بیان اندیشه ها و شرح رویداد ها بود از دست داد و به طور عمده وظیفة تزئینی به خود گرفت زیرا تغییراتی که دراین خط ایجاد شده بود باعث دیرخوانی و سخت خوانی و ناخوانی آن گردیده بود و جنبه های تزئینی بر محتوای خط غلبه یافت و هرزمان که خطی نتواند محتوا را انتقال دهد دیریا زود محکوم به نبودی است و ازسویی این خط به سبب آن که تحت تأثیر فرهنگ هر منطقه قرارمی گرفت و نیز تابع قواعد اکیدی نبود در هر منطقه به نوعی نمود پیدا کرد و این تنوع و کثرت در نحوة نگارش نیز می تواند سبب نابودی گردد. زیرا ممکن بود این خط تأثیر گرفته از فرهنگ یک منطقه مغایر با خط تأثیر گرفته از فرهنگ منطقه دیگری باشد و همین محدویت یکی از دلایل افول این خط می تواند باشد و از طرفی هیچ کشوری مغلوبی حاضر نیست فرهنگ غالب را مادام العمر بپذیرد، مدتی بدان تن میدهد بعد آن را تحت تأثیر فرهنگ خود قرار می دهد و سپس آن را در فرهنگ خود حل می کند و خط کوفی نیز از این قاعده مستثنی نبود وبه ناچار تسلیم خط های ابداعیکشورهای مغلوب گردید و حتی خود اعراب نیز به خط های دیگر نظیر ثلث و نسخ روی آوردند، لذا خورشید کوفی چاره ای جز غروب نداشت .

توصیف :

« شریفترین هر بصری در جهان اسلام خطاطی است و مخصوصاً نوشتن متن قرآن کریم که نفس هنر دینی به شمار می آید … در کتیبه های دینی الفبای عربی در بسیاری از موارد با زینت مخصوصاً طرحهای نباتی توأم شده است … و درختی که برگهایش مطابق با کلمات آسمانی باشد. لکن علاوه براین  ترکیبات خط عربی در خود دارای امکانات تزئینی است که شکوه و زیبای آن به حدی است … کتیبه های منقش که بر روی دیوار درونی مسجد و یا دور محراب را گرفته . شخص مؤمن را نه تنها بیاد معنی کلمات آن می اندازد بلکه او را متوجه اشکال و صور روحانی آن می کند …»

« مقالة قیتوس بور کهادت »

« خط کوفی برای همة قم تزئینات کتابها و ابنیه و ظروف و غیره کاملاً مناسب بود و اصولاً همةخطوط اسلامی مخصوصاً کوفی برای تزئین از سایر الفبا مناسبتر است زیرا که ترکیبات حروف آن از حیث عمودی و افقی بودن و اتصال آنها به یکدیگر بر حسب ذوق و سلیقه کاتب صورت پذیر است . بعلاوه علامت و نقطه و اعراب نیز بر زیبایی میافزاید مخصوصاً اگر علامت را چنانکه معمول بوده است با مرکب الوان و زر نوشته باشند .

« از تعزیرات مرحوم دکتر مهدی بیاتی »

 

 

منابع :

« طبق اعداد درج شده در آخر  پاراگرافها »

1-            اطلس خط

2-            بهرام زاده ، محمد، نظری اجمالی بر سیر تحولی خطوط اسلامی و خواندن کتیبه ها، انتشارات دانشگاه آزاد .

3-            قلیچ خانی، حمیدرضا، درک عمومی هنر، انتشارات سه استاد .

4-            استاد میرزایی مهر، جزوات کلاس های درک عمومی هنر .

5-            گاور، آلبرتین، تاریخ خط

 

 

 

 

 

[2][1] . ابوالاسود دولی، علم نحو را از حضرت علی (ع) فرا گرفت و خود چهار برگ در علم نحو و کلام هر فاعل و مفعول از ابولاسود که به خط یحیایی بن یعد شاگر ابوالاسود نوشته شده بود دید. در زمان معاویه و زمامداری زیاد، وقتی شنید که قاری قرآنی این آیه را چنین می خواند « ان الله ربحا من المشرکین و رسوله . ( بکسر) در صدد برآمد و به کتابت چنین گفت: هنگام قرائت چون دیدی دهانم را بر حرفی گشودم یک نقطه روی آن حرف بگذار و چون دیدی دهانم را را بستم یک نقطه جلوی آن بگذار واگر کسره داد نقطه ای زیر آن قرار ده ، از آن پس اینها را نقطه ابولاسود  نامیدند

 

 



 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 0:0  توسط رضا  | 
 
  بالا